تبليغاتX
صدای او

صدای او

فـــــــــــــــــــــردا تــــــــــم جدید شــــــروع می شه!!!!!

سلام

آخ جون فردا ترم جدید شروع می شه... دوباره می بینمش....

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 12:28  توسط گمشده  | 

همه ماجراشو... ماجرای منو استادمو .که چی شد دختری با شرایط من!با این همه پیشنهاد و بدون مقدمه عاشق استاد 45 سالش می شه!!!

اسمشو می ذارم ماجرا های منو و استادم

دیگه خستم بقیش باشه واسه بعداً

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 4:0  توسط گمشده  | 

من دوسش دارم... خیلی ... اصلاً گاهی می گم همه شوقم واسه رفتن به دانشگاه اونه...روزایی که نیست انگار دانشگاه مثه یک قبرستون ساکته... اولش جدی نمی گرفتم اما حالا مثه قبل نیست دلم واسش یک ذره شده ، واسه خنده هاش ، تیکه انداختناش... آخه اگه یک آدم یا حتی یک پسر عادی بود می شد یک کاریش کرد .اما ...

آخه اون... اون استادمه

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 3:56  توسط گمشده  | 

حرف هایی برای نگفتن

حرف هایی هست برای" گفتن"

که اگر گوشی نبود، نمی گوییم.

و حرف هایی هست برای "نگفتن"

حرف هایی که هرگز سر به" ابتذال گفتن" فرود نمی آرند.

حرف هایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند.

و سرمایه ماورایی هرکسی

به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

حرف هایی بی تاب و طاقت فرسا

که همچون زبانه های بی قرار آتشند.

و کلماتش هریک انفجاری را به بند کشیده اند.

کلماتی که پاره های" بودن" آدمی اند...

اینان هماره در جستجوی "مخاطب" خویشند

اگر یافتند، یافته می شوند...

و در صمیم "وجدان" او آرام می گیرند

و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند

و اگر او را گم کردند،

روح رااز درون به آتش می کشند

و دمادم حریق های دهشتناک عذاب بر می افروزند!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 3:19  توسط گمشده  |